غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

117

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

در اين هنگام مردى به نام يوليانى ظهور كرد كه مىگفت جسد مسيح غير مخلوق است و آن جوهرى است لطيف و روحانى كه در حقيقت بردار نشده و نمرده است . همهء اينها خيالى بيش نيست . او با وجود اين به طبيعت واحده معتقد بود . يوستينيوس « 393 » قيصر سوم او سيزده سال سلطنت كرد . « 394 » پسر خواهر قيصر پيش از خود بود . در سال دوم پادشاهى او در آسمان آتشى پديدار شد . اين آتش در ناحيهء قطب شمالى بود و يك سال تمام ادامه داشت . نه ساعت از روز گذشته تاريكى همهء جهان را فرا مىگرفت تا شب ، چنان كه هيچ چيز ديده نمىشد و از آسمان چيزى شبيه ريزه‌هاى خشك خاشاك و خاكستر مىباريد . در سال سوم پادشاهى او بارانها نقصان گرفت و زمستان چون تابستان بود و زلزله‌هاى شديد و بيماريهاى بزرگ حادث شد . در سال چهارم حكومتش كسرى به دارا لشكر كشيد و شش ماه آنجا را در محاصره افكند تا آن را بگشود . پس از اين شكست يوستينيوس قصد آن داشت كه به ايران لشكر كشد . ولى بيمار شد و در عقلش خلل پديد آمد و جنگ باطل شد . آنگاه به معالجه پرداخت و بهبود يافت و با مردى يونانى به نام تيبريوس كه از خواص او بود بيعت كرد و او را قيصر بعد از خود قرار داد .